السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
81
تفسير الميزان ( فارسي )
اينكه مىبينيم هيچيك از آثار و خواص ماديت در آن وجود ندارد . 1 - يكى از آثار ماديت كه در همه ماديات هست ، اين است كه امر مادى قابل انقسام است ، چون مادى آن را گويند كه داراى ابعاد ثلاثه باشد ، و چيزى كه داراى بعد است ، قابل انقسام نيز هست ، ولى علم ، بدان جهت كه علم است به هيچ وجه قابل انقسام نيست ، ( مثلا وقتى ما زيد پسر عمرو را تصور مىكنيم اين صورت علميه ما قابل انقسام نيست بشهادت اينكه نيم زيد نداريم ) . 2 - اثر مشترك ماديات اين است كه در حيطه زمان و مكان قرار دارند ، و هيچ موجود مادى سراغ نداريم كه از مكان و زمان بيرون باشد ، و علم ، بدان جهت كه علم است ، نه مكان مىپذيرد ، و نه زمان ، بدليل اينكه مىبينيم يك حادثه معين ، و جزئى ، كه در فلان زمان ، و فلان مكان واقع شده ، در تمامى مكانها ، و زمانها قابل تعقل است ، و ما ميتوانيم همه جا و همه وقت آن را با حفظ همه خصوصياتش تصور و تصديق كنيم . 3 - اثر سوم و مشترك ماديات اين است كه ماديات بتماميشان در تحت سيطره حركت عمومى قرار دارند ، و به همين جهت تغير و تحول ، خاصيت عمومى ماديات شده است ، ولى مىبينيم كه علم ، بدان جهت كه علم است در مجراى حركت قرار ندارد و به همين جهت محكوم به اين تحول و دگرگونى نيست ، بلكه اصلا حيثيت علم ذاتا با حيثيت تغير و تبدل منافات دارد ، علم عبارتست از ثبوت ، و تحول عبارتست از بى ثباتى . 4 - اگر علم از چيزهايى بود كه بحسب ذاتش تغير مىپذيرفت ، و مانند ماديات محكوم به تحول و دگرگونگى بود ، ديگر ممكن نبود يك چيز را و يك حادثه را در دو وقت مختلف با هم تعقل كرد ، بلكه بايد اول حادثه قبلى را تعقل كنيم بعد آن را از ذهن بيرون نموده حادثه بعدى را وارد ذهن سازيم ، در حالى كه مىبينيم كه دو حادثه مختلف الزمان را ، در يك آن تعقل مىكنيم ، و نيز اگر علم ، مادى بود ، بايد اصلا نتوانيم حوادث گذشته را در زمان بعد تعقل كنيم ، براى اينكه خودتان گفتيد : هر چيزى در آن دوم غير آن چيز در آن اول است . پس اين وجوه و وجوه ديگرى كه ذكر نكرديم ، دلالت دارند بر اينكه علم ، بدان جهت كه علم است مادى نيست ، و اما آنچه در عضو حساس و يا بگو در دماغ پيدا مىشود ، و آن فعل و انفعالى كه در اين عضو حاصل مىگردد ، ما در باره آن حرفى نداريم ، چون تخصصى در آن نداريم ، اما شما هم دليلى نداريد كه اين فعل و انفعالهاى طبيعى همان علم است ، و صرف اينكه در هنگام مثلا تصور يك حادثه ، در دماغ عملى صورت مىگيرد ، دليل بر آن نيست كه تصور ، همان عمل دماغى است ، و همين مقدار بحثى كه پيرامون مسئله علم كرديم كافى است ، بحث بيشتر از اين را بايد در جاى ديگر جستجو كرد .